این سفرهای بی‌پایان

>

بزرگنمایی

بسیاری از ما روزانه برای سفر به محل کار از بین شیوه‌های مختلف حمل و نقل مناسب‌ترینشان را انتخاب می‌کنیم: مترو که ارزان، سریع و بدون ترافیک است، اما همه‌جای شهر ایستگاه ندارد؛ اتومبیل شخصی یا تاکسی‌های اینترنتی که در مجموع چند برابر گران‌ترند اما معنیش‌ سفری سریع، امن و بی‌دردسر از نقطه آغاز به پایان است؛ یا تاکسی که قدری ارزان‌تر است اما به همان نسبت کندتر و البته لزوماً تو را تا درب مقصد نمی‌رساند و در نهایت ترکیبی از وسایل حمل و نقل عمومی که تقریباً از همه موارد فوق اقتصادی‌تر اما زمان‌بر است.
به نظر می‌رسد انتخاب مُد حمل و نقل تابعی مستقیم از سبک زندگی باشد، که هست. این که شغلت چیست، درآمدت چقدر است و زمان چه اهمیتی در ساختار زندگی روزانه‌ات دارد، در کنار هم حکم می‌کند اتوبوس سوار شوی یا به هرقیمت شده اسنپ بگیری. سوال این‌جاست: در لایه‌ای دیگر، آیا عادت سفر روزانه و انتخاب شیوه سفر، نه در خلاء ذهن بلکه در ترافیک و خرابی‌ها و تصادف‌های خیابان‌های تهران، اصلا زمانی برای فعالیت‌های دلبخواهی که نه سبک زندگی بلکه هویت ما را تعریف می‌کند باقی می‌گذارد؟
مهر۱۳۹۶

ایده و توسعه:

فرناز فرشاد-آرزو خامسی
48 سال پیش