کاری که می‌کنیم

با آغاز دهه‌ی ۶۰ میلادی و همزمان با مطرح شدن جنبش‌هایی نظیر فلاکسز[۱]، هپنینگ[۲]، هنر سایبرنتیک[۳] و با تاثیرپذیری به سزا از مفهوم «سایبرنتیک»[۴]، راه و روشی در بین هنرمندان و به طبع طراحان رونق یافت که در آن هنرمند یا طراح قسمت قابل توجهی از جایگاه مولف مابانه‌ي خود را در اختیار مخاطبان و یا «ساز و کار ماشینی» قرار می دهد. به طور همزمان، فعالیت‌های متخصصین علوم کامپیوتر نظیر تعابیر جزف لیکلیدر[۵] از «همزیستی انسان و رایانه»[۶] درکنار پروژه‌هایی همچون چیدمان‌های تجربه‌گرایانه‌ی مایران کروگر[۷] گام‌هایی در مسیری مشابه بود تا امروزه بتوانیم «هنر برهم‌کنشی»[۸] یا «طراحی برهم‌کنش»[۹] را به عنوان شاخه‌های نام‌آشنایی از هنر و طراحی در نظر بگیریم. پر واضح است که در این راه فناوری نه به راه‌حل مسائل بلکه به عنوان مسئله‌ای قائم به ذات و تعیین‌کننده در گفتمان هنری و طراحانه مطرح گردید.

از سوی دیگر تفکر در باب پدیده‌ی فضا تا سال‌های ۱۹۵۰ عموما به شکلی بود که «فضا» به عنوان مفهومی «ضمنی»[۱۰] و پس‌زمینه‌ای برای مکان‌ها، فعالیت‌ها و رویداد‌ها در نظر گرفته می‌شد. با آغاز دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی «فضا به مثابه پس زمینه»، جای خود را به تفکر «مطلق»[۱۱] راجع به فضا داد‌‌؛ که در آن فضا به مثابه «ظرفی»[۱۲] که رویدادها، اشیا و حتی انسان ها در آن قرار دارند پنداشته و بدین‌ترتیب به شکلی مطلق‌تر تفهیم گردید. در اواسط دهه‌ی ۱۹۷۰ نوع دیگری از تفکر درباره‌ی فضا توسعه یافت‌‌؛ که در آن باور بر این بوده که فضا نه یک پدیده‌ی مطلق، منفعل و خنثی است بلکه مفهومی «وابسته‌ای»[۱۳]، مشروط و پویا است که از روابط اجتماعی، سیاسی وفرهنگی و غیره «ساخته شده» و نه اینکه «وجود داشته» است.

در دهه‌های اخیر عده‌ای از پژوهشگران هر دو مفهوم «مطلق» و «وابسته‌ای» فضا را به چالش کشیده و پرسش را از «فضا چیست؟» به « فضا چگونه فضا می‌گردد؟»[۱۴] منتقل کردند. ایده‌ی آن‌ها این بود که فضا اساسا پدیده‌ای با ذاتی مشخص، ثابت، قابل تعریف، قابل تشخیص و قابل پیشبینی نیست بلکه مفهومی است که همواره در حالتِ بوجود آمدن، اتفاق افتادن و شکل‌گرفتن قرار دارد. فضا بیش از این که مفهومی متقن باشد یک فرآیند و حاصل یک تطاور همیشگی است (آنتوجنیِ[۱۵] فضا به جای آنتولوژیِ[۱۶] فضا). در همین راستا است که مارکوس دوئل[۱۷] واژه‌ی «spacing»  را دارای محل اعراب بیشتری نسبت به واژه‌ی «space» می داند و بر در نظر‌گیری مفهوم زمان و پیوستاری آن در ماهیت فضا تاکید می‌کند.

«به روایت داده های تهران» نیز بر این باور است که فضا و به طور اخص فضای شهری، باید با در نظر گرفتن رویکردِ اخیری که به مفهوم و ماهیت فضا حاکم است، بازشناسی شود. بدیهی است که شناخت فضای شهر نیز فرآیندی است که لازمه‌ی آن پرداختن به وجوه فرهنگی و اجتماعی و یا به تعبیری شناخت برهه‌ای شهروندانِ آن شهر می باشد. این ملاحظات ما را بر آن داشت که فناوری‌ها و تئوری‌های نوین فضا را به هم پیوند دهیم و با رویکرد تجربه‌گرایانه به باز‌خوانی، بازشناسی، و بازنگاری شهر تهران طی بپردازیم.

تمرکز این پروژه بر ایجاد رویکرد طراحانه‌ در روند جمع‌آوری[۱۸] و مصور‌سازی[۱۹] داده‌هایی است که در شهر وجود دارند و یا اساسا به واسطه‌ی این پروژه بوجود می آیند. منظور از «داده‌ها»‌ در این پروژه داده‌هایی است که ظرفیت‌های روایی قابل توجه و رابطه‌ی مستقیمی با شهروندان، نظرات و باورهای آن‌ها دارند. در این پروژه طراح/پژوهشگر در عین حال که به روش‌های رایانشی و فرآیند‌های دیجیتال جمع‌آوری و مصورسازی داده می پردازد، ردپایی از شخصیتِ طراحانه‌ی خود نیز در فرآیند و محصول این فعالیت منطقی و مستدل باقی می‌گذارد. برخلاف رویه‌ی معمول، طراح/پژوهشگر واهمه ای از «تحت تاثیر قرار دادن داده ها» ندارد. «به روایت داده های تهران» با محوریت قرار دادن روند انبوه‌سپاری[۲۰] اقدام به برگزاری زنجیره ای از کارگاه‌های تجربی می‌کند تا در نهایت یک پایگاه داده، که در دسترس عموم قرار خواهد گرفت تولید شود. داده‌های مصور‌شده و روایت-محور این پروژه که بر خلاف روند معمول، طراحان آن‌ها را تولید کرده و از آن‌ها استفاده خواهند کرد، در حین یا پس از گردآوری می‌توانند در پروژه‌های متعدد یاری‌رسان دیگر طراحان، متخصصین، و یا مدیران شهری باشند. بدیهی است که شکل گیری این پایگاه داده‌ها به بحث‌های جدی در حوزه‌ی علوم انسانی، طراحی، فناوری و مدیریت بیانجامد.

 با توجه به اینکه در دنیای امروز دسترسی به داده و ادراک آن  نقش بسزایی در فعالیت‌های مدیران و تصمیم سازان شهری و حتی شهروندان بازی می کند؛ تولید، جمع آوری و مصورسازی داده‌های شهری رفته‌رفته می‌تواند لایه‌های معنایی متعددی را به گفتمان شهری امروز تهران اضافه کند. تیم «به روایت داده‌های تهران» در این راستا، آماده‌ی برقراری ارتباط جهت گسترش این مباحث بوده و  تلاش‌ در جهت گسترش، به‌روز‌رسانی، و استفاده‌ی عادلانه از این پایگاه داده را قویا تشویق می‌کند و از هیچ تلاشی در این مسیر فروگزار نخواهد بود.

پانوشت


[۱] Fluxus
[۲] Happening
[۳] Cybernetic Art
[۴] Cybernetic
[۵] J. C. R. Licklider
[۶]  Human-Computer Symbiosis
[۷] Myron Kruger
[۸] Interactive Art
[۹] Interaction Design
[۱۰] Implicit
[۱۱] Absolute
[۱۲] container
[۱۳] Relational
[۱۴] “How Space Becomes?”
[۱۵] Ontogeny
[۱۶] Ontology
[۱۷] Marcus A. Doel
[۱۸] Data Gathering
[۱۹] Data Visualization
[۲۰] Crowd Sourcing